یه اتفاق جالب

تمام دوران سه ساله راهنمائی و سال اول دبیرستان رو باهم گذروندیم وقتی از اونجا رفتم با هم نامه نگاری می کردیم هفته ای یک نامه تا سال آخر دبیرستان وای چه روزهایی رو با هم سپری کرده بودیم افطاری های مدرسه زنگهای ورزش راه خونه حالا بعد از ٨سال بی خبری محض امروز اومده بود به دیدنم و من فکر می کردم چه قدر عوض شده اونم همین حس رو نسبت به من داشت خیلی خوشگل تر شده و گفت که رفته با همسرش اصفهان زندگی می کنه خیلی خیلی خوشحال شده بودم هم گریه ام گرفته بود برای روزهای رفته همه خوشحال بودم میخواستم جیغ بکشم حیف که توی محل کارم بودم دلم می خواست سخت در آغوش بفشارمش برایم بوی روزهای خوشی رو داشت بوی روزهای نوجوانی بغل

/ 10 نظر / 12 بازدید
محمد حسینی

[متفکر]گر..... کامل میکردی عزیز, چه خبر چیکار میکنی ؟

مریم و محسن

آخی چه حالی می ده من با 2 تا از دوستای دوران دبیرستانم رفت و آمد خانوادگی دارم اونا ازدواج کردن و من هم همینطور خیلی حال می ده از اون دوران حرف زدن خوش باشی

حمیدرضا

سلام کلا این حالت باحاله ولی یه بارمن ضدحال خوردم چون هرکاری کردم همکلاسی دوران دبستانم منو یادش نیومد وکلی ضایع شدم نمیدونم شاید آلزایمرگرفته بود کلا همه چی خوبه ؟

va7934

خاطره ها ممکن است فراموش شوند اما نمی میرند... من هم به روزم...خوشحال میشم اگه بیای...

niloufar

وایی منم خیلی دلم برای دوستهای دبیرستانم تنگ میشه. خیلی دوست دارم ببینمشون اما نمیدونم کجان [ناراحت]

niloufar

وایی منم خیلی دلم برای دوستهای دبیرستانم تنگ میشه. خیلی دوست دارم ببینمشون اما نمیدونم کجان [ناراحت]

مسلم

بااحترام نیروانای 2 به روز شد

ناهید

مبارکه .واقعا چه لذتی داره خیلی میچسبه آدم دوستای گذشتشو می بینه کاشکی همیشه از این اتقاقات قشنگ باسه آدم بیفته.