شیاده

خدا بعضی وقتا انگار منتظره یه چیزی بخوای فرت برات جورش کنه جاتون خالی رفتیم

شمال 5 روزه با خواهر های همسرم رفتیم بابلسر بهمون از طرف محل کارم یه خونه

دادند که ما اصلا هم اونجا نموندیم  رفیتم خونه خواهرم وای اونقدر خوش گذشت که الان

کلی سرحالم و کیفور شدم یه شب که لب ساحل بابلسر کلی بزن و بکوب کردیم

مدیونین اگه فکر کنین ما غیر اسلامی عمل کردیم اصلا اصلا آهنگهای محلی نخوندن این

فامیلای شوهرخواهرم شب دوم خونه بودیم و باز هم همون روال قبل بود خیلی خیلی

خوش گذشت روز سوم باز هم لب ساحل و دریا بازی بود تازه رفتیم از این بازارهای

محلی جاتون خالی بود و در آخر سد شیاده رفتیم چه جنگل هایی داره این شیاده

درختهای قطور بلند و زمین چمن و فضای باز از بچگی هام تا اون روز تاپ بازی رو

فراموش کرده بودم یه تاپ بسته بودند در حد لالیگا و در انتها من در این چند روز

پی بردم فوتبال دستی عجب ورزش باحالیه تا اونجایی که عزمم رو جزم کردم و

می خوام برم بخرم . این هفته هم می خوام برم فیس پوکو ببینم تئاتر حسین بابائی

میام واستون می گم چه جوری بودمژه

/ 3 نظر / 11 بازدید
برای تو

خوشحالم که سفر خوبی بوده و خوش گذشته روحیه خوش برگشتی

برای تو

خوشحالم که سفر خوبی بوده و خوش گذشته

لیلی

به به گردش و تفریح با خواهر چه کیفی میده