نتیجه گیری من

خیلی از اون چیزهایی که می خواستم بگم خودتون گفتید اما چند نکته که برای من مهم بود از زندگی این دو نفر

١. در هیچ شرایطی یادمون نره از کجا اومدیم و از توی چه خانواده ای بودیم

٢. هرگز پدر و مادرو خانوادمون رو کوچیک نکنیم

٣. عشقی که خیلی مقدسه و بوجود اومده رو باید خیلی مراقبش بود که در اثر مرور زمان گردو غبار فراموشی روش ننشینه یا اینکه سختی های این دنیا و روزگار عشقمون رو از بین ببره و یا کم رنگش بکنه

۴. تا زمانی که از زندگی مطمئن نشدیم بچه دار نشیم یعنی یکی دیگه رو به خاطر هوس خودمون نابود نکنیم

پ . ن : زندگی خوبه همه چیز خوبه ، عشق من پا برجاست

پ . ن : رفتم آزمایشات استخدامی رو انجام دادم و منتظر نتیجه هستم

/ 34 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
به لیمو

هنوزم داستانتو نخوندم ولی نتیجه گیریت عقلانی بود..شاید باید اون شرایطو زندگی کنی تا بتونی اون دو نفرو درک کنی...

مریم

سلام پینه دوز جون خیلی داستان عبرت آموز بود مرسی که دعوتم کردی بخونمش و درس عبرت بگیرم امیدوارم تو هم همیشه خوب باشی عزیزم کی منو لینک کردی خبر نداشتم سر فرصتی حتما لینکت می کنم عزیزم مرسی همیشه سبز باشی و پایدار[گل][گل][گل]

ساناز

سلان عزیزم... ایشالا قبول می شی...هر چند سر کار رفتن همچین آش دهن سوزی نیست[چشمک][قلب] ضمنا نتیجه گیری هات جالب و در خور توجه بودن[قلب][قلب]

الهام کاشونی

سلام خانوم خانوماااااا چطوری؟ حالم و روزم زیاد تعریفی نیست فکر نکنم دیگه وبمو اپ کنم البته هنوز قطعی نیست واسم دعا کنننننن همیشه به یادتم خانومی[ماچ]

مریم

لینکت کردم عزیزم[گل][گل]

وفا(ترنم عاشقی)

موافق جمع بندی هستم ایشالا هممون همینجوری باشیم اما خیلی از زندگی ها 7سال 8 سال خوب بوده و بعد طوفان شده و شاید این سرنوشت بچه هائی هست که در دوران خوشی به دنیا اومدن [ناراحت]

سحربانو

سلام دوست جونم داستان بعدی تون كی شروع می شه خانوووووووووم؟؟ راستی منم لینكت كردما:)