دیگه دیگه

حالم خوبه خیلی خبر خاصی نیست غصه هام روز به روز کمرنگ تر می شن

شاید دارم رشد می کنم و بزرگ می شم دلم داره بزرگ می شه واسه همین

غصه هام کوچک و کوچکتر می شن

احساس می کنم دارم خفه می شم دلم می خواد برم یه جای دور خیلی دور

به دور از همه آدمهایی که منو می شناسنن اول داد بزنم فریاد بزنم گریه کنم

بعدش یک هفته بی خیال بی خیال بخوابم - بخوابم ها طوری که حس کنم مردم

بعدش بیدار شم بدون ترس از چاقی صبحونه بخورم برم بگردم فقط راه برم ونفس بکشم

دور بشم از همه روزمرگی ها و دنیا بعدش اگه مردم می گم من راحت و بی خیال و

اسوده سر به بالین مرگ گذاشتم

/ 3 نظر / 17 بازدید
پیام

یه جای خیلی دور که دست مرگ و چاقی بهت نرسه یه جای که آسوده دنبال سودای دل و باشی..

نارنجی

واقعا" هممون در شتاب و فشار بین قوانینی هستیم که خودمان برای زندگی کردنمان وضع کردیم!

nanaz

سلام بانو[قلب] سال نو مبارک[گل] خوشحالم که میشنوم غصه هات دارن کمرنگ و کمرنگ تر میشن،امیدوارم در کنارش خنده های از ته دلت پر رنگ شن و همه روزای زندگیتو پر کنن[گل]