سکوت

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف گفتنیه

این روزها حس تنهایی خاصی دارم حس عجیبی از همه دوره دورم به خودم هم

حتی این روزها دورم البته بهتر یه کم تنهایی گاهی وقتا بد نیست اما تنهایی

من یکم خاصه تنهایی همراه با آزار روحی آزار روحی از طرف اونهایی که حتی

فکرش رو هم نمی شه کرد .

دنیا با من چه کرد با خنده های من با برق چشمهای من چه شد که آتش

شور ونشاطم این چنین خاکستر شد من که سرشار بودم از عشق چه

شد که اکنون نفرت در دلم لانه کرده من که از نفرین و خشم دور بودم

امروز غرق نفرینم و منتظرم که خدای من کاری بکنه

/ 9 نظر / 7 بازدید
حقیقت داستان و افسانه

سلام عیدتان مبارک جفت ( زوج و زوجه ) سرشو انداخته بود پایین حرف نمی زد ! اومده دادگاه زنش و طلاق بده! تازه توقع دارن از منِ رئیسِ دادگاه بگم و بخندم ! از بالای عینکم نگاهش می کردم که ناگهان همسرش وارد اتاق شد ! خیلی خوش تیپ بود و فو ق العاده به هم میومدن ، خانومه یه آلبوم از کیفش در آورد و به شوهرش نشون داد ! و این طور ادامه داد . این عکسا رو آوردم ببینی چه روزای خوشی داشتیم ، این یکی رو ببین! چقد قشنگه ! یادته رفته بودیم اینجا ! اینو ببین! کادو برام خریدی ، ازم عکس گرفتی ! اشکاش امونش نمی داد ، حرف می زد و گریه می کرد ! مشخص بود شوهرش و خیلی دوست داره ! نمی خواست بذاره این همه خاطره ی زیبا از بین بره ! این و فهمیده بود زندگی بالا و پایین داره ! آلبوم ورق می خورد و اشکا ی اون دو تا رو در می آورد ! به خدا من دوسِت دارم، نمی دونم دیگه چطوری بگم ! اشاره می کرد به عکسا ! یه جوری می خواست متقاعدش کنه ! فقط سکوت کرده بودم! .... حسام

معین امیری

[لبخند] پینه دوز عزيز سلام وبلاگ خیلی خوبی دارین از خوندن مطالبتون لذت بردم من خیلی وقت نیست که وبلاگم رو راه اندازی کردم برای همین دوستای زیادی ندارم خوشحال میشم از این به بعد بتونم بیشتر به وبلاگتون سر بزنم اگر مایل به تبادل لینک هم هستین باعث افتخار منه که دوستایی مثل شما داشته باشم ایام به کامتون موفق باشيد [گل]

وفا

ممنونم بابت اینکه به وبلاگم سر زدی و نظر گذاشتی خیلی از چیزی که نوشتی ناراحت شدم یه احساس خفگی کردم امیدوارم مشکلت حل بشه

جمعه ی سبز

ما منتظر صبح شب یلداییم. . گر میسر نشود بگذری از کوچه ما / گاه گاهی دل ما را به پیامی بنواز... خیلی جالب بود

سارا

سلام. خوبی؟ من اومدم از شما دعوت کنم که در جشن تولد من حضور داشته باشین این جشن کاملاً با تولد های دیگه فرق داره مطمئن باش بیای پشیمون نمیشی چون با یک وبلاگنویس نابینا بیشتر آشنا میشی. دعوتمو پس نزنیها منتظرم[گل][گل]

nanaz

سلام عزیزم سال نوت مبارک امیدوارم حس و حالت امسال یه حس قشنگ باشه که همیشه ازش لذت ببری[گل]

سمیه

عزیزم منم مدتی بود که تو این حال و احوال بودم . گاهی به خاطر این حس خودمو سرزنش می کردم اما چه می شه کرد برای بعضی ها این حس عادیه چون تو تموم زندگیشون همیشه نفرت بوده و هست ولی برای برخی عجیب . و داشتن این حس برای گروه دوم بسیار سخت هست و خودشونو هم با اون حس نابود می کنن . دوست خوبم سعی کن خودتو از دستش خلاص کنی و کمتر و کمتر به اون افراد فکر کن . و بیشتر خودتو مشغول ادمهایی که بهت انرژی مثبت می دن بکن .امیدوارم موفق بشی

مریم و محسن

سال نو مبارک امیدوارم که امسال حس های قشنگی داشته باشی و پر از روزهای عاشقی باشه