هپروت

این روزها سخت در فکرم در فکر بهتر شدنم آرام و رها از هر چه که به من رنگ تعلق بده

توی روزها و لحظه ها غوطه ورم می خوام یه جور خاصی بشم خاص نمی دونم چرا این

حس توی وجودم لونه کرده . شاید امسال از خدا نی نی بخواهیم نمی دونم هنوز

تصمیم جدی ندارم ولی تو فکرش هستم دعا کنید که همه چی جور بشه و هر چی که

صلاح هست همون بشه . سالگرد مادر بزرگمه شاید برم و شاید نرم حوصله ندارم به

قدر کافی این چند وقته گریه و اشک و ناله دیده ام شبها همه کابوسم صدای جیغ

و پا کوبیدن شده حس مرگ در نزدیکی اطرافیانم هر شب با این صدا بیدار می شم

بعد خیالم راحت می شه که کابوسه و می خوابم .

/ 6 نظر / 8 بازدید
هموطن

سلام یار دبستانی من خدا کنه من اولین کامنت رو زده باشم . حتی اگر کابوس هم نباشه واقعیتی انکار ناپذیره . روندی است در تکامل هستی انسان و خدا گونه شدن اش . همیشه بودنت بهار باد و ترانه ی عشق

نارنجدونه

[ماچ]

مریم و محسن

چرا این حسارو داری؟

حمیدرضا

سلام همون تکامل که هموطن گفته میخوای مادر بشی

رسا

خیلی باحاله وبلاگت دمت گرم[نیشخند][گل][گل] خوشحال میشم اگه به چت روم ماهم سربزنی چت روممون خیلی باصفاست دنبال چندتادوست باصفامیگردیم [لبخند] خوشحال میشم اگه تو چت روم ارین بینمت[لبخند][گل][گل]

تپلی.تنبلی

عذیذم.توخوش.قلبی.هم.خوذت.هم.شوهرت.ارذوی.خوشبختی